حکایت ها

۱۹ تیر ۱۳۹۲

بودا و فاحشه

بودا به دهی سفر کرد .زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن […]
۱۹ تیر ۱۳۹۲

مرد فقیر

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت […]
۱۲ خرداد ۱۳۹۲

مکالمه‌اى بین لئوناردو باف و دالایى‌لاما

  لئوناردو باف یک پژوشگر دینى معروف در برزیل است. متن زیر، نوشته اوست در میزگردى که درباره «دین و آزادى» برپا شده بود و دالایى‌لاما […]
۹ خرداد ۱۳۹۲

قهوه مبادا

حکایت یک سفارش محبت آمیز… این داستان شما را بیشتر از یک فنجان قهوه‌ی در یک روز سرد زمستانی گرم خواهد کرد… با یکی از دوستانم […]
۸ خرداد ۱۳۹۲

رسیدن به کمال

 در نیویورک، در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی از این […]
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

داستان انعام بیل گیتس

بعد از خوردن غذا بیل گیتس ۵ دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد پیشخدمت ناراحت شدبیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد […]
۲۴ بهمن ۱۳۹۱

تصمیم فرشته

فرشته تصمیمش را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت:“خدایا…می خواهم زمین را از نزدیک ببینم ، اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی تاب […]
۱۵ آذر ۱۳۹۱

دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت

روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند ، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود : « دیروز فردى که مانع […]
۲۴ شهریور ۱۳۹۱

مارتین لوتر

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول قسمتی از بهشت را از آن خود […]