اشعار

۱۵ دی ۱۳۹۰

با من تماس بگیر خدا…

هر روز شیطان لعنتی خط های ذهن مرا اشغال می کند هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت من اشتباه می کنم […]
۱۶ آذر ۱۳۹۰

وصیت نامه وحشی بافقی

روزمرگم هرکه شیون کندازدوروبرم دور کنید همه را مست و خراب ازمی انگورکنید مردغسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جاحال خرابش بدهید برمزارم […]
۶ آذر ۱۳۹۰

زندگی از نگاه سهراب

شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به […]
۲ آذر ۱۳۹۰

حکایتی زیبا از مولانا با تفسیری از استاد کمال دستیاری

هو دیگرباره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد قوم گفتندش: مکن جَلدی، برو تا نگردد جامه ی جانت گرو آن […]
۲۳ آبان ۱۳۹۰

به این دشت بیایید که مهمان خدایید

درآیید درآیید از آن خانه درآیید به این دشت بیایید که مهمان خدایید نشسته است لب کوه یکی ابر سبکبال شما نیز برآیید کزین خاک رهایید […]
۲۲ آبان ۱۳۹۰

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد ، نروم باز به […]
۱ مهر ۱۳۹۰

فال حافظ

واقعا گاهی وقتا با دیدن خیلی چیزا دهنم وا میمونه. بارها و بارها وقتی فال حافظ گرفتم به صراحت جوابمو داده و درست هم داده. وقتی […]
۱۲ شهریور ۱۳۹۰

میان گریه میخندم که چون شمع اندر این مجلس

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیرد ز هر در میدهم پندش ولیکن در نمیگیرد خدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گو که […]
۷ شهریور ۱۳۹۰

هر جای دنیایی دلم اونجاست…

چی بگم؟ وقتی این آهنگ که تیتراژ پایانی برنامه ماه عسل بود رو شنیدم، فقط سکوت حکم فرما شد و بعدش رفتم دانلودش کردم و شاید […]