اشعار

۱۰ شهریور ۱۳۸۹

گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی

در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست تا دید محتسب که […]
۲۸ مرداد ۱۳۸۹

مرا ببر

هلا خدای مهربان ا ی با صفای جاودان مرا ببر بدورها، به سرزمین نورها به شورها ،سرورها، بدور از غرورها که خسته ام ز رنگها ،ز […]
۲۷ تیر ۱۳۸۹

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوق است در جدایی و جور است در نظر هم جور به که طاقت […]
۲۴ تیر ۱۳۸۹

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌نظری است گر نظر پاک کنی […]
۲۴ تیر ۱۳۸۹

هفت وادی عرفان

هفت وادی (مرحله) عرفان ایرانی نخستـین گـام در میدان عرفان «طلب» باشد، طلب ای طالب آن بـه منـزلـگاه دوم «عــشق» بـایـد که تا یابی نشان از […]
۲۳ تیر ۱۳۸۹

همین روش برگیر و ترک ریش کن

هر جمادی که کند رو در نبات از درخــت او رویــد حــیـات ذره‌ای کام محو شد در آفتاب جنگ‌ او بیرون شد از وصف ‌و حساب […]
۲۲ تیر ۱۳۸۹

خواجه سلام علیک

شهریور ۸۸ بود که یه اتفاق بزرگی برام رخ داد. خیلی بزرگ و دوست داشتنی. تا قبل از اون من مثل خیلی از آدمای روی زمین […]
۱۹ تیر ۱۳۸۹

دف

دف عرفانی ترین ساز که من خودم عاشقشم.
۷ تیر ۱۳۸۹

گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی

در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش              حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست    […]