دلنوشته ها

۷ تیر ۱۳۹۰

آدمکهای رنگی!

چه فرقی داره، زرد باشی، مشکی باشی، سفید باشی یا بیرنگ! مهم نیست چه رنگی هستی مهم اینه که انسان باشی. مهم نیست هیکلت به زور […]
۴ تیر ۱۳۹۰

تلاش نکن…

تلاش نکن… من ناخواناترین خط دنیام …
۳۱ خرداد ۱۳۹۰

قلبت را نیازار

به وفور انسانهایی را دیدم که از این دنیا، از این زندگی و از هم زمینیهایشان نالیده اند و از با آنها بودن خسته اند. خوب […]
۲۳ خرداد ۱۳۹۰

شهر هرت

– شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب. – شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر […]
۲۲ خرداد ۱۳۹۰

فرق ۲ دقیقه قبل و ۳ روز پیش !

جوووونم انسانها !!!
۱۷ خرداد ۱۳۹۰

برای عموم

برای عَموم(داداش بابام!)، نه برای عُموم !  اما چون جنبه ی عمومی داره و شاید بد نباشه تا همه بخونن، این عنوان دو پهلو رو انتخاب […]
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰

یک آرزو

الهی مرا به مرگی همراه با لبخند بمیران.  
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰

دلتنگی

“گاهی دلم برای خودم تنگ میشود” کاشکی همیشه، دلم برای خودم تنگ شود.!
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰

خدایا

خدایا! بغض های مانده در گلویم را فرو بر، خدایا! حیاتت را بشناسان تا حیاتم را نبازم، خدایا! کودکیم را پس بده تا رسالت پاکی را […]