دلنوشته ها

۱۵ تیر ۱۳۹۰

به افتخار مسعود

بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه! موقعی که اتوبوس میاد حمله می […]
۷ تیر ۱۳۹۰

آدمکهای رنگی!

چه فرقی داره، زرد باشی، مشکی باشی، سفید باشی یا بیرنگ! مهم نیست چه رنگی هستی مهم اینه که انسان باشی. مهم نیست هیکلت به زور […]
۴ تیر ۱۳۹۰

تلاش نکن…

تلاش نکن… من ناخواناترین خط دنیام …
۳۱ خرداد ۱۳۹۰

قلبت را نیازار

به وفور انسانهایی را دیدم که از این دنیا، از این زندگی و از هم زمینیهایشان نالیده اند و از با آنها بودن خسته اند. خوب […]
۲۳ خرداد ۱۳۹۰

شهر هرت

– شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب. – شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر […]
۲۲ خرداد ۱۳۹۰

فرق ۲ دقیقه قبل و ۳ روز پیش !

جوووونم انسانها !!!
۱۷ خرداد ۱۳۹۰

برای عموم

برای عَموم(داداش بابام!)، نه برای عُموم !  اما چون جنبه ی عمومی داره و شاید بد نباشه تا همه بخونن، این عنوان دو پهلو رو انتخاب […]
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰

یک آرزو

الهی مرا به مرگی همراه با لبخند بمیران.  
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰

دلتنگی

“گاهی دلم برای خودم تنگ میشود” کاشکی همیشه، دلم برای خودم تنگ شود.!