به خود آی

هرگز زود قضاوت نکن
۲۵ خرداد ۱۳۸۹
او منم یا منم او؟
۴ تیر ۱۳۸۹
نمایش همه

به خود آی

نه مرادم نه مریدم ،
نه پیامم نه کلامم،
نه سلامم نه علیکم،
نه سپیدم نه سیاهم.
نه چنانم که تو گویی،
نه چنینم که تو خوانی ونه آن گونه که گفتند و شنیدی.
نه سمائم،
نه زمینم،
نه به زنجیر کسی بسته و نه برده‌ی دینم
نه سرابم،
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم،
نه گرفتار و اسیرم،
نه حقیرم،
نه فرستاده پیرم،
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم
چنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه‌ گفتم،
نه‌ نوشتم،
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم.
حقیقت نه به رنگ است و نه بو،
نه به های است و نه هو،
نه به این است و نه او،
نه به جام است و سبو…
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم،
تا کسی نشنود آن راز گهربار جهان را،
آنچه گفتند و سرودند تو آنی …
خود تو جامِ جهانی،
گر نهانی و عیانی،
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی
که خود آن نقطه عشقی
تو اسرار نهانی
همه جا تو
نه یک جای ،
نه یک پای،
همه‌ای
با همه‌ای
همهمه‌ای
تو سکوتی
تو خود باغ بهشتی.
تو به خود آمده از فلسفه‌ی چون و چرایی،
به‌ تو سوگند که این راز شنیدی و
نترسیدی و بیدار شدی،
در همه افلاک بزرگی،
نه که جزئی ،
نه چون آب در اندام سبوئی،
خود اوئی،
به‌خود آی

تا بدرخانه‌ی متروک هرکس ننشینی
و به‌ جز روشنی شعشعه‌ی پرتو خود
هیچ نبینی
و گل وصل بچینی
به‌خود آ…


شاعر: فریدون حلمی

21 دیدگاه ها

  1. tohid گفت:

    وبلاگ بسیار عالی دارید,موفق باشید

  2. 3pehr گفت:

    سپاسگزام. شما محبت دارید.

  3. Afshin گفت:

    har adami be ye chizaii eteghad dare.. har adami az ye seri chiz mahdood mishe va har adamii baraye residan be chizaii ke tahala nadashte talash mikne! …yadavari in jooor mataleb fdar vaghe be yad ovordane inke jesme fizikie ma alvae bar khyli chizaye mamooli az nazare roohi ham bayad beniazesh berese .. man fekr mikonam ke kasi ke bedune ejbar va bedune darkhaste kasi miad va chenin blogi mizane va 4 divarii moshakahasio be ehsasat fekra va zendegie shakhsish ekhtesas mide bayad adami ba rooho ravane salemo fekri baz bashe va fekr mikonam ke sepehr khan blog khasio dosor kardi ke mohstariaye khas daree.. amma khyli khoobe.. be khosoos ke adamo hesabi sargarm mikone!
    Tabrik va afarin!

  4. 3pehr گفت:

    مرسی افشین جان، شما محبت دارید. انشالله بتونم پست های بهتر و مفیدتری بزنم.
    اگر هم مطلب مرتبط و خوبی داشتی برام بفرست.

  5. نرگس گفت:

    سلام.وبلاگ خیلی خوبی داری ازت ممنون که این مطالب رو گذاشتی.نمیدونم چرا بعضی وقتها از همه چیز و همه کس ناامید میشم با اینکه میدونم ناامیدی کار شیطون ملعونه.اما خیلی دلم گرفته.دارم این در و اون د رمیزنم تا خدا را پیدا کنم.

  6. محسن گفت:

    سپهر جان دستت درد نکنه. مطالبت رو خوندم. خیلی خوبه، امیدوارم وسیع تر بشه. ما منتظریم جوون

  7. 3pehr گفت:

    ممنون محسن جان. حتما. مرسی که سر زدید.

  8. هوشنگ افتخاری گفت:

    واقعا دستت درد نکند با این زحمتی که کشیدی تا این وب را راه انداختی و مطالب بدیع و جالبی را گرداوری کردی که خیلی جذاب و سرگرم کننده در عین حال اموزنده است منکه لذت میبرم تا اینها را مرور میکنم . همیشه موفق باشی فربانت

  9. هوشنگ افتخاری گفت:

    خیلی شعر جالب و پر مغزی است ضبط کردم تا باز هم بخوانم و بخوانم

  10. 3pehr گفت:

    آره عمو جان من خودم هم خیلی عاشق این شعر شدم. مرسی

  11. بی نام گفت:

    آدمیت از آدم بودن است . فیس بوکی بودن نشان از ترک آدمیت است. آدم همه را داشته است . نه نیازی به بمب و سلاح داشته نه نیازی به مذهب و پول . اما آدم هم عشق است هم محبت . آدم بی نیاز است . حال نیاز را با فیس بوک و غذای دیجیتال و فراموش کردن خانواده می توان پر کرد. آدم نیاز به آب غذا و هوا و خورشید و ماه و آسمان دارد تا بتواند از ۶ حس خود استفاده نماید . نه الکل و سکس و ناهنجاری های خانوادگی و گم کردن خود در زمان با داشتن ساعت بر روی دست و بی کار شدن از کار آدمیت و نشستن بر روی صندلی و پشت میز برای فروختن کاغذ و مقدار حق زندگی برای انسانهای دیگر.
    آسمان آبی است همانطور که آنها گفته اند
    اما آبی چی هست و آنها کی هستند ؟
    آدمیت از بی نیازی است . آدمیت از ازدست دادن به دست می آید نه از به دست آوردن
    در حکایات آمده است گر خداوند ببندد دری ز رحمت بگشاید در دیگری
    از دست دادن دنیای مادیات بدست آوردن تمام آنچه که انسان نیاز دارد
    قلب انسانهای فیس بوکی با باطری کار می کند . روزی می رسد که دعوتنامه فیس بوک معنی پیدا می کند و همراه با ماشین زمان به دنیای قیامت پا می گذارند
    انسانهای شهری تنها در آتش خود می سوزند زیرا آتش دیگری نمی توانند برپا کنند

  12. بهار گفت:

    دوست عزیز سلام و سلامتی و ممنون از وبلاگ مفید ت .. در سال جدید پست نذاشتید.. لطفا آفتابی شوید !

  13. 3pehr گفت:

    سپاسگزارم بهار خانم،
    نه این که بهد از عید تا به حال اصلا پست جدید نذاشته باشم ولی در کل چشم، اگر وقت بشه بیشتر مطلب میگذارم.
    با درود

  14. محمد گفت:

    شعر دزدی تو روز روشن
    این شعر که مال مولاناست.این آقا فریدون دیگه کیه.
    واقعا که

  15. سپهر گفت:

    محمد جان ممنون بابت کامنتت.
    من دیدم خیلی ها شاعر این شعر رو به نام فریدون حلمی و خیلی های دیگه به نام مولانا ذکر کرده اند کرده اند. اما آیا میشه بگی سبک شعری که مولانا میگفته چی بوده ؟

  16. مریم گفت:

    وای عجب معرکه ای!!! چه کوبنده! چقدر زیبا! چرا من این شعرو انقدر دیرپیدا کردم؟! باید اعتراف کنم که وبلاگ شما محشره. خوشحالم که پیداش کردم. این شعر یه دنیا ارزش داره.ممنون.ممنون.ممنون.

  17. سپهر گفت:

    ممنون مریم عزیز بابت کامنت های زیباتون
    خوشحالم که مطالب وبلاگ براتون جالب بوده.
    سپاسگزارم

  18. بهار گفت:

    بابت این شعر که بسیار کامل ان را در پیج قرار دادید از شما سپاسگزارم . درود بر شما.

  19. بهار گفت:

    راستی همواره موفق باشید

  20. سپهر گفت:

    سپاسگزارم بهار عزیز

  21. maryam گفت:

    بالاخره این شعر رو کی سروده؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *