امید عباسی

محک
۲۳ تیر ۱۳۹۲
لطفا با فرهنگ شویم ۵
۲۶ تیر ۱۳۹۲
نمایش همه

امید عباسی

این مطلب را برانون میفرستم چون احساس غرور میکنم به اون شیرمردی که برق سکه های حقوق و یا حساب دو دو تا میشه چهار تا، برایش تنها به اندازه قبولی در ریاضیات سوم دبستان ارزش داشته و در مقابل آزمایش انسانی حساب منافع خودش را فدای یک انسان دیگر میکند.
کجائیم ما وبه کجا داریم میرویم؟ در کنار چه کسانی زندگی میکنیم که از قداست وبزرگی آنها بی خبریم؟
در دنیایی که حتی برادر سر برادر برای کسب دینار بیشتر کلاه میگذارد و منکر همه روابط اخلاقی و انسانی می شود باید به وجود اینچنین فرشتگان انسان نمائی افتخار کنیم و در هر پست ومقامی هستیم به انجام درست کار و سرشار از وجدان بپردازیم، مطمئن باشید ایران گلستان خواهد شد
درود بروان پاک این جوان وارسته
روانبخش

بنام یگانه دوست
در هیاهوی انتخاباتی، خبر فداکاری آتش‌نشان سرافراز آقای امید عباسی که جانش را فدا کرد تا دختر بچه ۹ ساله‌ای را از کام آتش نجات دهد، گم شد. خانواده‌ی محترم او یک گام جلوتر نهادند و با توجه به مرگ مغزی آن عزیز، اعضای وی را اهدا کردند و موجب نجات چندین تن دیگر شدند.
امید عباسی در پی بروز آتش سوزی یکی از واحدهای مسکونی طبقه دهم یک ساختمان ۱۰ طبقه واقع در غرب بزرگراه همت، در جریان عملیات امداد و نجات تصمیم می‌گیرد که ماسک تنفسی خود را در اختیار دختر سانحه‌دیده قرار دهد و خود براثر دود آتش دچار مرگ مغزی شود.
رخ‌نمایی این ذخیره‌های اخلاقی، بر وجدان‌های ما شلاق می‌زند، که نگوییم اخلاق مرده‌است. قبادی بزرگ به ما می‌گوید، اخلاق چیزی جز رفتار من و تو نیست. اگر ما اخلاقی عمل کنیم، بازتاب آن را در وجدان‌های بیدار جامعه درخواهیم یافت. از آن زمان که این خبر را شنیدم، بی‌قرارم. با خود می‌اندیشم، آن زمانی که این مرد بزرگ با آگاهی چنین تصمیمی‌ را گرفت، چه تصویری از زندگی، خانواده و اجتماع داشت که حاضر به چنین از خودگذشتگی شد. او که فقط ۳۵ بهار از عمرش می‌گذشت آموزش حرفه‌ای دیده بود و می‌دانست که عاقبت این اقدام او مرگ مغزی است. چگونه او تنگناهای خانوادگی خود را بهانه قرار نداد که از زیر بار مسئولیت نجات جان شهروندان که متقبل شده است، شانه خالی کند.
به یقین، اگر او چنین فداکاری عظیمی را نمی‌نمود، هیچ‌کس نمی‌توانست او را سرزنش کند. چون تمام جهد خود را کرده بود و نا موفق مانده بود. این چه نیرویی بود که او را به این فداکاری آگاهانه سوق داد.
رفتار این آتش‌نشان نه تنها قابل تحسین است، که جای واکاوی روانشناسانه و اجتماعی دارد. چرا بداخلاقی‌های اجتماعی مانع چنین تصمیم بزرگی از سوی او نشد؟ او همانند همه‌ی ما، حتما هر روز هزاران صحنه تلخ را دیده و تجربه کرده‌است. لیکن با این وجود، هیچ‌کدام مانع عمل اخلاقی او نشدند. من فقط خواستم با نوشتن این یادداشت در برابر این مردفداکار سر تعظیم فرود آورم و او را بستایم و خود را متعهد کنم، که تا
می‌توانم از جاده اخلاق دور نشوم.

این است معنای تدبیری که از برای خدمت صادقانه است

20130717-092938.jpg

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *