کم ایمان نباش…

نامه ای از خدا
۲۶ مهر ۱۳۹۰
our world!
۱۴ آبان ۱۳۹۰
نمایش همه

کم ایمان نباش…

۵۰ متری دوست داری؟ دوست داری نوسازم باشه؟ لابد نزدیک خودتم باشه، مثلا ۵-۶ تا کوچه باهات فاصله داشته باشه نه؟ یعنی تو همون دروس بغل گوش خودت، آره ؟ لابد خیلی دیگه حال میکنی اگه قیمتشم باب میلت باشه. مثلا همه دارن ۱ میلیون اجاره میدن با ۲۰-۱۵ تومن ودیعه، تو یهو حال کنی و ۳۵۰ بدی و با ۱۵ ودیعه آره ؟ دوووووووس داری؟ باشه شب بیا بنگاه، بشین سر میز و فقط ۱ امضا کن برو ! خوشحالی نه؟
اما زیاد حال نکن بهت نمیدم! بهمین سادگی!
آره، کل دنیا ماله منه، نمیخوام الان بهت بدم. آقا اصلا گردنم کلفته! نمیخوام بهت بدم حرفیه ؟ مگه این حافظ بنده خدا بهت نگفته بود : قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود / ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود ؟ پس چرا گوش نکردی؟ فک کردی همش الکیه؟ بچه بازیه ؟ خالی بندیه؟ شانسه؟ بهت گفته بودیم که نهههههههههههه نمیشه! چرا گوش نکردی ؟
آره جیگرم، نخواستم بشه که الان بفهمی چرا نمیخواستم. بفهمی که قرار بود یه جای بهتری بهتون بدم. چیه؟ فک کردی من بنده هامو رها میکنیم و بیخیالشون میشم؟ میدونم تو هم مثل خیلی ها وسط کار ول میکنی و نا امید میشی، نا امید از خیلی چیزا، ناامید از من!
چرا انقدر ایمانی که داری سسته ؟ یادت رفت امروز در عین یاس و ناامیدی، چشت افتاد به آگهی توی روزنامه و خوندیش و زنگ زدی یارو زنه گفت بیاید ببینید؟ یادت رفت، وقتی با مالکش صحبت کردی بهت گفت من قبل شما به کس دیگه ای قول دادم، اگه تا ۶ نیومد میدمش به شما؟ یادت رفت چرا ۶ نیومد و کنسل شد و اون زن دادش به شما؟ اصلا فک کردی چرا اون صاحب خونه ی چادری، به دختر مجرد خونه داد؟ مگه یادت نیست با اون مورد اولیه تا پای امضای قرارداد رفتی و زنش فقط چون دید دختر میخواد اجاره کنه، قضیه رو پیچوند، اونم چون اخلاق گند شما انسان های زمینیه که یاد گرفتید الکی و چشم بسته راجع به انسان های دیگه قضاوت کنید بدون این که بدونید اون بنده ی خدایی که دارید مورد قضاوتش قرار میدید کیه ! شاید به راستی پیش ما ارج و قربی داشته باشه ولی تو ندونی و اشتباه قضاوت کنی! اصلا کی بهت حق قضاوت کردن رو داده ؟ بامزه تر از همه ی این چیزا، اینه که میدونید کارتون اشتباهه اما باز تکرارش میکنید ، مثل تهمت و دروغ و غیبت و هزار کار دیگه ای که میدونید بده و ولی هروزه هزاران بار انجامش میدید!! به نظرت کی این کارو کرد؟ کی در عین ناباوری و نا امیدی، بهتون امید داد؟ کی همه چیز رو براتون مثل آب خوردن جفت و جور کرد ؟ مگه از همون روز اول به دلت ننداخته بودیم که: اگه قرار باشه کاری انجام بشه، سر ساعت و ثانیه ی اش انجام میشه و اگه قرار نباشه اون کار انجام بشه، خودت و که هیچی، کل دنیا رو هم بکشی تا انجام بشه، تا ما نخوایم نمیشه ! دیدی اون موقع شما میخواستید و من نمیخواستم و نشد؟ دیدی الان تو نا امید بودی و من خواستم و شد ؟ پس چرا باز انقدر سست ایمانید؟ به راستی ایمانتون کچاست؟ چرا تا کوچکترین اتفاقی که باب میلتون نیست می افته، کل کاینات و دم و دستگاه مارو با داد و بیداد و لعن و نفرینتون میریزید بهم و از من روی بر می گردونید ؟ چرا دل به ایمان و باور و خدای خودتون نمیدید تا همه چیز، (هر چیزی که به صلاحتونه) رو انجام بده؟ مگه شما تمام شرایط و موقعیت های زندگیتونو بیشتر و بهتر از من میدونید ؟
چقدر بهتون نشونه و معجزه نشون بدم تا چشاتون رو باز کنید ؟ چرا نمیبینید ؟ چرا شکرگزار نیستید ؟
اما باز با این حال یک کلام بهتون میگم، من عاشقونه تمام شماهام رو حتی بیشتر از اون چیزی که فکر کنید دوست دارم. عشق من به شما در درک شما نمیگنجه ولی بدونید همیشه حواسم بهتون هست. پس ایمانتون رو حفظ کنید و بهم همیشه ایمان داشته باشید. من باهاتونم.

khooneh

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *