واقعیت شگفت انگیز در قرآن

خرافات
۱۲ شهریور ۱۳۹۱
جملاتی از بزرگان ۸
۱۶ شهریور ۱۳۹۱
نمایش همه

واقعیت شگفت انگیز در قرآن

دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.
گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود ۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم ۲۴ مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی ۲۴=۲۴٫
با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:
دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵
ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸
زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵
سود ۵۰ / زیان ۵۰
ملت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰
ابلیس ۱۱ / پناه جستن از  شر ابلیس ۱۱
مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵
صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣
فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧
مسلمین ۴١ / جهاد ۴١
طلا ۸ / زندگی راحت ٨
جادو ۶٠ / فتنه ۶٠
زکات ٣٢ / برکت ٣٢
ذهن ۴٩ / نور ۴٩
زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵
آرزو ٨ / ترس ٨
آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ /  تبلیغ کردن ١٨
سختی ١١۴ / صبر١١۴
محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴
مرد ٢۴ / زن ٢۴
همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:
نماز ۵،   ماه ١٢، روز ٣۶۵
دریا  ٣٢، زمین (خشکی) ١٣
دریا +  خشکی = ۴۵=۱۳+۳۲
دریا = %۱۱۱۱۱۱۱/۷۱= ۱۰۰ × ۴۵/۳۲
خشکی = % ۸۸۸۸۸۸۸۹/۲۸ = ۱۰۰ × ۴۵/۱۳
دریا + خشکی = % ۰۰/۱۰۰
دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب ۱۱۱/۷۱% و خشکی ۸۸۹/۲۸ %  از کره زمین را فراگرفته است.
آیا همه اینها اتفاقی است؟
سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند.

باتشکر از سرکار خانم لاجوردی برای ارسال این مطلب

1 دیدگاه

  1. فرانك گفت:

    با سلام
    بعضی از مطالب که در مورد قرآن و معجزات آن نوشته میشود
    استناد شرعی قرآنی ندارد
    و اگر کسی مطالب عنوان شده در متن
    یا آمار و ارقام را دقیقا پیگیری کند
    بجای اینکه باعث ایمان بیشتر شود
    عملا باعث تناقض و بی‌اعتمادی خواهد شد

    بعنوان مثال به چند مورد آن اشاره میکنیم

    کلمه قرآن به هیچ عنوان عبری نیست
    ریشه این کلمه از “قرء” بمعنی خواندن است
    و بر وزن فعلان میباشد
    مانند کفران – غفران – فرقان – رجحان – قربان

    قرآن بمعنی “خواندنی – خوانده شده” است

    خداوند به پیامبر‌ص میفرماید
    وقتی آنرا بر تو خواندیم تو از “خواندنی – خوانده شده” آن پیروی کن
    فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ **قُرْآنَهُ** – قیامت ۱۸

    اسم اصلی قرآن به هیچ عنوان فرقان نیست
    زیرا فرقان بمعنی “فرق گذاشتن – جدا کردن” است
    یعنی جدا سازی بین صحیح از ناصحیح
    بعبارتی فرق گذاشتن بین درست و نادرست

    اگر اسم قرآن همان فرقان باشد
    پس خداوند به موسی‌ع تورات و قرآن را نازل کرده است
    وَإِذْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَ **الْفُرْقَانَ** لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ – بقره۵۳

    و در آیه دیگر میفرماید که به موسی‌ع و هارون‌ع فرقان دادیم
    وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَىٰ وَ هَارُونَ **الْفُرْقَانَ** وَضِیَاءً وَذِکْرًا لِّلْمُتَّقِینَ – انبیاء۴۸

    پس آیا موسی و هارون هم قرآن را دریافت کرده بودند؟

    همانطور که قبلا بارها توضیح داده شده است
    فرقان بمعنی فهم دقیق متن کتاب آسمانی خداوند است
    به این دلیل است که فقط با داشتن فرقان میتوان قرآن را فهمید
    و برای همین به موسی‌ع و محمد‌ص داده شد

    و به همین دلیل خداوند این فهم را
    به هر مومنی که دقیقا متقی هم باشد خواهد داد
    یعنی شخصیت او مطابق با قوانین خداوند باشد

    بعبارت دیگر اگر قوانین خداوند در ما بصورت شخصیت باشد
    و نه بر اساس رعایت
    در این حالت متقی حساب شده
    و فرقان را به میزان عقلمان از خداوند دریافت میکنیم
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا – انفال۲۹

    پس فرقان یک کلمه کلی است
    اما تورات، انجیل، زبور و قرآن
    صرفا اسامی ظاهری کتب الهی میباشند

    القاب قرآن بسیار زیاد است
    و فقط مجید نیست
    مانند کتاب – حکیم – عظیم – تنزیل – ذکر – بیان – تبیان – کریم

    مورد دیگر اینکه قرآن حدود ۶۳۰۰ آیه دارد
    پس چگونه تعداد وحی به رقم ۲۴۰۰۰ رسیده است

    عباراتی مانند عروس و قلب و غیره در مورد قرآن صرفا تمثیلی است
    و هیچ معنای رسمی ندارد
    ضمن اینکه سوره فاتحه رسما عظیم تر از کل قرآن است
    زیرا سوای اینکه خداوند این سوره را
    مجزا و مقدم و برتر از کل قرآن عنوان فرموده
    وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ – حجر۸۷
    از طرف دیگر در همین آیه میفرماید
    ما ۷ مورد از “مثانی” را بتو دادیم
    که منظور متن سوره حمد است

    پس مثانی نام چیزی (محتوایی) است
    که صرفا ۷ مورد آن بر کل قرآن برتری دارد
    و مسلما بیش از ۷ آیه در آن است
    اما فقط ۷ مورد آن به پیامبر‌ص داده شد

    در احادیث هم داریم که خداوند ۱۰۴ کتاب آسمانی فرستاد
    که کل این ۱۰۴ کتاب
    در ۴ کتاب تورات، انجیل، زبور و قرآن قرار دارد
    و این ۴ کتاب نیز در قرآن قرار دارند
    و کل قرآن نیز در سوره حمد است
    و کل سوره حمد در آیه بسم الله الرحمن الرحیم است

    بنابراین کل قرآنی که حدود ۶۳۰۰ آیه است
    یک جزء از ۱۰۴ جزء سوره حمد است

    قرآن در زمان پیامبر‌ص هرگز به جزء و حزب تقسیم بندی نشد
    این تقسیم بندی سالها بعد توسط مسلمانان انجام شد
    که میخواستند کل قرآن را در ماه رمضان در نمازهای تراویح بخوانند
    چیزی که در زمان پیامبر‌ص متداول نبود
    از این رو قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شد
    و هر جزء نیز به ۴ بخش یعنی حزب تقسیم گردید

    سایر موارد که اشاره به تکرار کلمات مترادف و متناقض دارند
    بیش از آنکه بخواهند صحیح باشند کاملا اشتباه میباشند
    که با جستجو در برنامه‌های قرآن براحتی مشخص میشوند
    اعجاز قرآن در وهله اول مربوط به ساختار متن و جمله بندی آن است
    یعنی تک تک آیات قرآن
    یعنی ۶۳۰۰ معجزه کلامی از نظر جمله بندی دارد
    یعنی کل متن این کتاب به نفس خود معجزه است
    چه آیه مربوط به ارث باشد
    چه در مورد بهشت و جهنم
    چه در مورد خداوند یا موسی و فرعون و ابولهب
    و چه در مورد ساده‌ترین مسائل دیگری که در آن وجود دارد
    بنابراین اشاره به کروموزوم یا موارد دیگر
    مانند به تکرار تقارن یا تناقض کلمات قرآن
    هرگز بمعنای معجزه قرآن نیست
    خصوصا که این موارد هرگز از طرف پیامبر و امامان
    بعنوان استدلال عنوان نشده است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *