هفت راه برای شفافیت در بیان

یک انرژی مثبت قشنگ از “سهراب سپهری”
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
۳۶۰ روز، ۳۶۰ مراقبه
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
نمایش همه

هفت راه برای شفافیت در بیان

در زندگی امروز کلمات و رفتار ما در بیشتر موارد گیج کننده اند و هنگام برقراری ارتباط با دیگران اوضاع را پیچیده و سخت میکنند. در بسیاری از حرفها و روابط خود به درستی نمیدانیم که قصد گفتن چه چیزی را داریم و طرف مقابل نیز از بیان خود چه منظوری را دنبال می کند. در این مقاله کوتاه گفتاری از اوشو ملاحظه میکنید که هفت راهکار کوتاه برای شفافیت در بیان را ارائه کرده است.
فقط چیزی را بگویید که از آن اطلاع دارید
اگر بخواهید واقعیت را بگویید، باید بگویم که تقریباً حرفی باقی نمیماند که بزنید! میتوان گفت نود و نه درصد از آنچه که میگویید غیر واقعی است. البته فکر نکنید اگر دهانتان را بسته نگه دارید کار بزرگی کردید چون این فقط یک سکوت ظاهری است. ذهنتان در پنهان مشغول نشخوار کردن حرف است! سکوت واقعی وقتی شروع می شود که حرف های واقعی بزنید. فقط درباره چیزی حرف بزنید که می دانید درست است در غیر این صورت بهتر است ساکت بمانید. با این تصمیم دیگر چه چیزی برای گفتن باقی میماند؟ خیلی کم. این جاست آرام آرام، با کمتر این تلاش، سکوت به سراغتان می آید.
وقتی حرف زیادی برای گفتن نداشته باشید آنوقت ساکت می مانید و یاد می گیرید که حرف دیگران را بشنوید. بعد از مدتی کم کم مکالمات درونی هم متوقف می شود. علت اصلی مکالمات درونی میل به بیان حرفهای غیر واقعی در بیرون است. گوش دادن یک هنر است که لازم است آن را یاد می بگیرید.
به یاد داشته باشید: لبخندتان واقعی باشد
نگاه کنید به چند مدل دروغ می گویید؟ یکی از راههای دورغ گفتن لبخندهای غیر واقعی است. در واقع شما هیچ حسی از خنده و شادی در درونتان حس نمی کنید و در بیرون لبخند می زنید. خوب، این یک دورغ است. این دروغ نوعی بی مهری با لبهایتان است. اگر این کار را ادامه دهید آنوقت روزی می رسد که مزه یک لبخند واقعی را از یاد می برای د. لبخند زدنتان برای این است که می خواهید مردم از شما راضی باشند یا بچه خوبی باشید. اما اگر به جایی برسید که لبخندتان هم دروغ این باشد، آنوقت به چه چیز شما می شود اعتماد کرد؟
خود را از شر کلمات دورغین رها کنید
به چند میلیون شکل حرفهی بی ربط می زنید و بعد گرفتار می شوید؟ به کسی می گویید که دوستت دارم یا چقدر زیبا شده ای یا فلان کار را برای ت انجام می دهم و بعد برای خودتان دردسر، مسئولیت و توقع درست می کنید؟ چرا؟ چون شما چیزی را گفتید که منظورتان و احساس واقعی تان نبوده است.
در لحظه حرف بزنید
سعی کنید گاهی در بیان خودتان از این عبارت استفاده کنید: ” منظورم در این لحظه ……………..است” . کسی چه می داند لحظه بعد چه اتفاقی می افتد؟ چطور می شود برای لحظات و ساعتهای آینده حرف زد؟ حالتهای روحی و احساسی شما مرتب درحال تغییرند.
قولهای بیخودی ندهید
بسیاری از قولهای شما بیخودی است. در واقع با این قولها که ممکن است به سادگی با تغییر حال و احساستان بهم بخورد برای خودتان دردسر درست می کنید و در طرف مقابل توقع بی جا بوجود می آورید. موقع قول دادن دقت کنید. خیلی وقتها فقط بخاطر قولی که دادید در روابط خود نقش بازی می کنید تا نشان بدهید سر قرارتان هستید. خیلی وقتها در روابط عاطفی یا کاری با پایبندی ظاهری به قولی عبث، فقط از هم انتقام می گیریم. خیلی وقتها دوست داریم تا یار و شریک کار یا زندگی مان برای مدتی هم که شده از جلوی چشممان دور شود تا برای مدت کوتاهی هم که شده یاد قول احمقانه ای که دادیم نیفتیم!
منظورتان را با صراحت بیان کنید
هیچ کسی نمی تواند شما را به گفتن حرفهای بیخودی مجبور کند. بنابر این اگر چیزی را نمی فهمید یا گیج شدید بهتر است ادای آدمهایی که همه چیز را می فهمند در نیاورید و با صراحت بگویید که نمی فهمید یا از شخص بپرسید که منظورش دقیقاً چه چیزی است.
شفاف باشید
آنچه مسلم است با گفتن حقیقت مقداری دچار دردسر و ناراحتی می شوید ولی تا بیرون آمدن از این وضع و تا وقتی مردم بفهمند شما چطور شخصی هستید قدری عذاب کشیدن لازم است. اگر این دستورات را برای مدتی بکار ببرید خواهید دید که به بلوغ درونی می رسید. با این دستورات به نوعی از صراحت دست پیدا می کنید که باعث رشد و تعالی در زندگی تان می شود. اگر هنگام عصبانیت با تمام وجود عصبانی باشید مطمئن باشید قادر خواهید بود با تمام وجودتان هم ببخشید. وقتی نمی خواهید چیزی را به کسی بدهید به سادگی بگویید “نه من نمی خواهم این را بدهم” و سعی هم نکنید با دلیل آوردن خودتان را خوب نشان بدهید. یادتان باشد هر وقت جلوی رشد این الگوهای مخرب را بگیرید برای سلامت خودتان کاری انجام دادید.

اوشو: کتاب نظم پنهان 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *