نامه یک مادر به فرزندش

سهراب سپهری
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲
جملاتی زیبا
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
نمایش همه

نامه یک مادر به فرزندش

با تقدیم به ارواح بزرگ و والای پدر و مادر عزیزم و تمام پدر و مادرهای عزیزی که تمام زندگی خود را برای بزرگ کردن فرزندانشان گذاشتند.

چند سال پیش ایمیلی از یکی از عزیزانم دریافت کردم که حاوی فایل پاور پوینت بسیار زیبا و صد البته بسیار تاثیرگذار بود.
پس از دیدن و خواندن متن آن فایل بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و شاید بی اغراق رفتار و نوع نگاه و برخوردم با پدر و مادرم تغییر کرد.
مدتها به دنبال پیدا کردن آن فایل یا متن درونش بودم که خوشبختانه امروز متنش را پیدا کردم.
متن فوق با ویرایشی اندک به همه ی دوستنداران تقدیم میشود و امیدوارم موردتعمق قرار بگیرد.

old-woman121

نامه یک مادر به فرزندش:
فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی صبور باش و مرا درک کن
اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم صبور باش و به یاد بیاور که همین کارها را به تو یاد دادم
اگر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا ده، همانگونه که من در دوران کودکی به حرفهای تکراریت بارها و بارها با عشق گوش فرا دادم
اگر زمانی را برای تعویض من میگذاری با عصبانیت این کار را نکن و به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، من نیز مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم پس خشمگین نشو اگر بارها و بارهای مطلبی را برای من تعریف میکنی
وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن، زمانی را به یاد بیاور که مجبور میشدم با هزار و یک بهانه تو را وادار به حمام کردن کنم
وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با لبخند تمسخر آمیز به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و صبر کن تا بیاد بیاورم، اگر نتوانستم بیاد بیاورم عصبانی نشو، برای من مهمترین چیز نه صحبت کردن ، که تنها با تو بودن و تو را برای شنیدن داشتن است
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده … همانگونه که تو اولین قدم هایت را در کنار من برداشتی
وقتی نمیخواهم چیزی بخورم مرا وادار نکن من خوب میدانم که کی به غذا احتیاج دارم
روزی متوجه میشوی که علیرغم همه اشتباهاتم همیشه بهترین چیز ها را برای تو میخواستم و همواره سعی کردم بهترین ها را برای تو فراهم کنم
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو تو باید مرا درک کنی
یاریم کن، همانگونه که من یاریت کردم ان زمان که زندگی را آغاز کردی
زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم، عصبانی نشو … روزی خود خواهی فهمید
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو، این راه را به پایان برسانم
فرزند دلبندم، دوستت دارم

6 دیدگاه ها

  1. محمد گفت:

    سلام
    عالییییییییییییییییییییییییی بود

  2. زهرا گفت:

    خیلی قشنگه واقعا عالیه

  3. محمد گفت:

    مرسی دمتون گرررررررررررررم

  4. واله گفت:

    سلام من واله هستم واول این متن خودم خاندم بعد به مادر نشان دادم که به دونه چه قدر دوستش دارم از نظر من باید این متن در همه ی شبکه های اجتمایی و بنیاد کودک باشد و خیلی خیلی خیلی خیلی عالی بود

  5. baran گفت:

    فوق العاده بود مرسیییییییی !!

  6. سپهر گفت:

    ممنونم واله عزیز بابت کامنت پر مهرتون 🙂
    خوشحالم که این مطلب تاثیر مثبتی روی شما داشت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *