عشق اسطرلاب اسرار خداست

دوست داری سنگ باشی یا آب؟
۳۱ تیر ۱۳۹۰
جملاتی از بزرگان ۴
۲ مرداد ۱۳۹۰
نمایش همه

عشق اسطرلاب اسرار خداست

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ رازکن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت.
علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداسـت
عشق اسطرلاب اسرار خداست
من مـیـــان جســـمها جــان دیده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام
دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاسـها

barma

می تپــد دل در شمیــــم یاسها
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـر تـو را نـور یـقیـن پیـدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود
حال من , در شهر احسـاسم گم است
حال من , عشق تمام مردم است
زنـدگـی یـعنـی همیـن پـروازهـا
صبــح هـا , لبـخند هـا , آوازهـا
ای خــــطوط چهره ات قــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن
با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود.
حرفـهایـم مـرده را جان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *