صحیفه سجادیه ۲

دروغ، دروغ، دروغ، دروغ، دروغ، دروغ،…
۸ اسفند ۱۳۸۹
چند جمله زیبا
۱۶ اسفند ۱۳۸۹
نمایش همه

صحیفه سجادیه ۲

بازآ بازآ گر زاهد و گر باده پرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ

خدایا اى کسى که توصیف واصفان از وصفت فرو ماند، و اى کسى که امید امیدواران از تو درنگذرد، و اى کسى که اجر نکوکاران نزد تو ضایع نشود، و اى کسى که خوف عبادت کنندگان به تو پایان پذیرد، و اى کسى که بیم پرهیزکاران به تو منتهى گردد، این مقام کسى است که گناهان او را دست بدست گردانده، و شیطان بر او غالب گشته است، و از این جهت در برابر امر تو از روى بى‏مبالاتى کوتاهى کرده. و از سر غرور به نواهى تو گرائیده است. مانند کسى که به قدرت تو بر خود جاهل، یا فضل و احسان ترا در باره خویش منکر باشد. تا چون چشم هدایتش گشوده گشته و ابرهاى کورى از برابرش پراکنده شده، ظلمهاى خود را در باره نفس خویش برشمرده، و در موارد مخالفت خود با پروردگارش فکر کرده، تا گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظیمش را عظیم دیده، پس در حالى که بتو امیدوار و از تو شرمسار بوده بسوى تو رو آورده، و از سر اعتماد روى دلش را به جانب تو متوجه ساخته. پس از فرط اطمینان و یقین با بار طمعش آهنگ تو کرده، و از سر اخلاص با توشه ترسش قصد درگاه تو نموده، در حالى که به هیچ کس جز تو طمع نداشته، و از هیچ چیز غیر از تو نمى‏ترسیده، پس در حضور تو با حال تضرع ایستاده، و دیده‏اش را از روى خضوع به زمین دوخته، و در برابر عزتت با تذلل و خوارى سر بزیر افکنده، و از سر فروتنى راز درونى خود را که تو بهتر از او مى‏دانى براى تو آشکار ساخته، و به آئین خشوع گناهانش را که تو حساب آن را بهتر دارى برشمرده، و از مهلکه عظیمى که در عالم علم تو بر او وارد شده و از کار زشتى که او را در دادگاه حکومت تو رسوا ساخته بتو استغاثه کرده، همان گناهان که لذت‏هایش روى برتافته تا سپرى شده و وبالش همچنان بر جاى مانده، تا مزمن گشته است. اکنون من، در پیشگاه تو مانند چنین بنده‏اى هستم که با این اوصاف در حالى پیش تو ایستاده، که اگر عقوبتش کنى منکر عدل تو نشود، و اگر از او درگذرى و بر او رحمت آورى عفو ترا عجیب و عظیم نشمارد. زیرا که تو آن پروردگار کریمى هستى که آمرزش گناه بزرگ در نظرت بزرگ نمى‏نماید.
خدایا پس اینک منم که در حال اطاعت فرمان تو در دعائى که به آن امر کرده‏اى، و در حال طلب وفاى به وعده‏ات در اجابتى که وعده داده‏اى به درگاه تو آمده‏ام. آنجا که فرموده‏اى «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم».
خدایا با آمرزش خود با من برخورد کن، همچنانکه من با اعتراف خود با تو برخورد کردم، و مرا از افتادن‏گاههاى گناهان بردار، همچنانکه خود را براى تو پست ساخته‏ام، و مرا در پرده ستاریت بپوشان، همچنانکه در انتقامم درنگ کردى .
خدایا دل و نیتم را در طاعت خود ثابت ساز، و بصیرتم را در عبادتت قوى گردان، و مرا به اعمالى موفق دار که بوسیله آن چرک گناهان را از من بشوئى، و هنگام وفات مرا به ملت خود و ملت پیغمبرت: محمد علیه‏السلام بمیران.
خدایا من در این مقام خود بسوى تو باز مى‏گردم. از گناهان کبیره و صغیره‏ام، و از معصیتهاى پوشیده و آشکارم، و از لغزشهاى دیرینه و تازه‏ام، مانند باز گشتن تائبى که خیال گناه در دلش نگذرد و فکر برگشتن به خطائى را به ضمیر راه ندهد، و تو خود فرموده‏اى – اى پروردگار من – در کتاب محکمت، که توبه را از بندگانت مى‏پذیرى، و از گناهان درمى‏گذرى، و توبه کنندگان را دوست مى‏دارى. پس به مقتضاى وعده خود توبه‏ام را بپذیر، و بر حسب ضمانت خود از گناهم درگذر و چنانکه شرط کرده‏اى، محبتت را بر من لازم گردان، و شرط من با تو – اى پرورگار من – آن است که به آنچه ناپسند تو است باز نگردم، و ضمانتم آنکه بکارى که پیش تو نکوهیده است رجوع نکنم، و پیمانم این است که از همه معاصى تو دورى گزینم.
خدایا تو به آنچه من کرده‏ام داناترى پس بیامرز براى من آنچه را که مى‏دانى و بازگردان مرا به قدرت خود به آنچه دوست دارى.
خدایا، بر ذمه من غرامتها و مسئولیتهائى است که آنها را بیاد دارم و غرامتها و مسئولیتهائى هست که فراموش کرده‏ام، و همه آنها برابر چشم تو است که به خواب نمى‏رود و پیش علم تو است که فراموش نمى‏کند. پس در برابر آنها به صاحبانش عوض بده، و وزرش را از دوش من بینداز، و سنگینیش را از من تخفیف ده و مرا از ارتکاب مانند آنها بازدار.
خدایا، و من یاراى انجام توبه ندارم مگر به نگهدارى تو و از گناهها خوددارى نمى‏توانم، مگر به قوت تو. پس مرا به نیروئى کافى و عصمتى مانع از گناه تعهد فرماى .
خدایا هر بنده که بسوى تو باز گردد و حال آنکه در علم غیب تو شکننده توبه و بازگردنده به گناه و خطاى خویش باشد. پس من بتو پناه مى‏برم از آنکه مانند او باشم. پس توبه مرا چنان توبه‏اى قرار ده که پس از آن به توبه‏اى محتاج نباشم: توبه‏اى که موجب محو گناهان گذشته و سلامت از گناه در بقیه ایام عمر باشد.
خدایا من از نادانى خود به درگاه تو عذر مى‏طلبم، و بخشش بدى کردارم را از تو مى‏خواهم. پس از روى احسان مرا به کنف رحمت خود در آور و از راه تفضل در جامه عافیت بپوشان.
خدایا من از آن خاطرات دل و نگاههاى چشم و گفتگوهاى زبانم که مخالف اراده تو یا بیرون از حد محبت تو باشد، پیش تو چنان توبه مى‏کنم که هر یک از اعضایم – جداگانه – از عقوبتهاى تو سالم بماند، و از قهر و انتقام شدید و دردناکت که بیدادگران از آن مى‏هراسند ایمن گردد.
خدایا پس بر تنهائیم در برابر تو، و بر طپیدن دلم از ترس تو، و لرزه اعضایم از هیبت تو، رحمت آور زیرا گناهانم اى پروردگار من در ساحت تو مرا در مقام رسوائى بپا داشته. پس اگر ساکت شوم، احدى در باره‏ام سخن نمى‏گوید و اگر وسیله‏اى یا کفیلى طلبم، سزاوار شفاعت نیستم.
خدایا کرمت را در خطاهایم شفیع ساز، و به آئین مهربانى گناهانم را ببخش، و مرا به آنچه سزاوار آنم عقوبت مفرماى. و دامن احسانت را بر من بگستر، و مرا در پرده عفوت بپوشان، و با من معامله شخص مقتدرى کن که بنده‏اى ذلیل با تضرع و خضوع به درگاه او رفته، پس آن مقتدر بر او رحمت آورده. یا توانگرى که بنده‏اى فقیر نزد او آمده، پس آن توانگر او را از خاک برداشته.
خدایا مرا از تو پناه دهنده‏اى نیست، پس باید که قدرتت مرا پناه دهد، و مرا شفیعى بسوى تو نیست، پس باید فضل تو شفیعم شود، و گناهم مرا به هراس افکنده، پس باید عفو تو مرا ایمن سازد. پس با این حال آنچه بر زبان راندم، از جهت جهل به کردار زشت و در اثر فراموشى کارهاى نکوهیده پیشینم نیست. بلکه براى آن است که آسمان تو و هر که در آن ساکن است، و زمین تو و هر که بر روى آن است ندامتى را که آشکار کردم و توبه‏اى را که در آن بتو پناه بردم، بشنوند تا مگر یکى از ایشان – به رحمت تو – بر پریشان حالیم رحم آورد. یا براى آشفتگیم بر من رقت کند. پس از جانب او دعائى بمن رسد که از دعاى من نزد تو به اجابت نزدیکتر باشد. یا شفاعتى دست دهد که نزد تو از شفاعت من استوارتر باشد که نجات من از خشم تو، و دست یافتنم به خشنودى تو در طى آن باشد.
خدایا اگر پشیمانى پیش تو توبه است، پس من پشیمانترین پشیمان‏هایم و اگر ترک گناهت انابه است پس من اولین انابت کنندگانم، و اگر استغفار سبب ریختن گناهان است پس من پیش تو از مستغفرانم .
خدایا پس همچنانکه به توبه فرمان دادى و قبول آن را ضمانت کردى، و بر دعا تحریص و ترغیب کردى و وعده اجابت دادى، بر محمد و آلش رحمت فرست، و توبه مرا قبول کن، و به ناامیدى از رحمتت بازم مگردان، زیرا توئى پذیرنده توبه گناه‏کاران و بخشنده بر خطاپیشگان بازگرایندگان.

به تو ایمان آوردم، و فرستادگانت را تصدیق کردم، و کتابت را پذیرفتم، و به هر معبودی جز تو کافر گردیدم، و از هر که غیر تو را پرستید، بیزار شدم.

خدایا، روز و شبم را در حالی سپری می‌کنم که کار نیک خود را اندک می‌بینم، و به گناه خود معترفم، و به خطای خود اقراردارم. من چون بر خویشتن ستم کرده‌ام، ذلیل و خوارم. کردار من مرا به نابودی افکنده، و هوای نَفسِ من تباهم گردانیده، و شهوات مرا از خوبی‌ها بی‌بهره ساخته است.

من تنها به سوی تو می‌گریزم، و تنها از تو می‌ترسم، و تنها از تو فریادرسی می‌خواهم، و تنها به تو امیدوارم، و تنها تو را می‌خوانم، و تنها به درگاه تو پناه می‌آورم، و اعتمادم تنها به توست، و تنها از تو یاری می‌جویم، و تنها به تو ایمان دارم، و تنها بر تو توکل می‌کنم، اتکای من تنها به جود و بخشش توست. “

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *