شهامت پیشه کن تا معجزات ناگزیر رخ دهند

قضاوت از دیدگاه بزرگان
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
سرنوشت!
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
نمایش همه

شهامت پیشه کن تا معجزات ناگزیر رخ دهند

شهامت پیشه کن تا معجزات ناگزیر رخ دهند.

هر لحظه ی زندگی انسان شجاع با معجزه می گذرد،زیرا انسان شجاع لحظه به لحظه از کهنه و آشنا دست می شوید.شهامت واقعی یعنی همین.باید از هرچه که کهنه و آشناست دست شست.تو با آن زندگی کرده ای! پس لزومی ندارد که در آن وا بمانی.واماندن در کهنه و آشنا،راه را برای تازه و ناآشنا سد می کند.تازه و ناآشنا نیازمند فضایی است.اگر کهنه و آشنا آن فضا را اشغال کرده باشد،تازه و ناآشنا در کجا می تواند فرود آید؟انسان شجاع پیوسته از گذشته،از کهنه و از آشنا دست می شوید و همیشه آماده است تا به استقبال تازه و ناآشنا برود.این کار جرأت می خواهد،زیرا ما نمی دانیم لحظه ی بعد چه اتّفاقی خواهد افتاد.پیش بینی پذیر نیست. کهنه و آشناست که پیش بینی پذیر است،حتّی اگر بدبختی باشد.تو با آن آشنایی و با آن خو گرفته ای.شادمانی فقط از آن شجاعان است.شادمانی یعنی پیوسته دست شستن از گذشته. شادمانی در گذشته می میرد و هر لحظه زایشی تازه می یابد.این یعنی شادمانی…

osho76

ما کاملا بی آلایش،پاک و ساده به دنیا می آییم امّا دنیا شروع به ترسیم طرح و نگارهایی در لوح سفید آگاهی ما می کند.شروع به شکل بخشیدن ما می کند.همه کس را آلوده و مسموم می کند تا کودک به اندازه ای رشد یابد که بتواند مستقل فکر کند،دنیا او را ویران می سازد،تا آن زمان او را معلول و از کار افتاده می کند.زیر بغل او عصاهایی قرار می دهد تا قادر نباشد روی پاهای خودش بایستد.تا فراموش کند رأی و نظر خویش را به کار گیرد.دنیا او را کاملا متّکی و وابسته ساخته است.بزرگترین دسیسه علیه انسانیت است،وادار ساختن هر انسانی به معلول بودن؛ نه معلول جسمی،بلکه معلول روحی!و ترفندی که به کار می گیرد ذهن بخشیدن به توست تا افکار،امیال و هوس ها؛خودآگاهی تو را مدفون سازند.«خود»،آرمان گرایی،کیش و مسلک،سیاست و هزار و یک چیز دیگر لایه به لایه روی آگاهی تو انباشته میشوند.خودآگاهی شفّاف و آیینه گون تو،رفته رفته تیره و تار می شود و آن گاه یک زندگی ناشایست،یک زندگی بدون لطافت،کورکورانه و کاملا وابسته را در پیش می گیری.و تنها کاری که باید انجام دهی خنثی کردن تمام دسیسه هایی است که جامعه بر علیه تو به کار برده است.ذهن متعلّق به جامعه است و مراقبه متعلّق به تو. تو به کمک مراقبه کاملا آزاد و رها می شوی و ناگهان گنج باطنی خویش را کشف می کنی.و این سرآغاز سفر بزرگ شادی و نشاط،زیبایی،آواز و ترانه و بزم و شادی است.سفری که بی پایان است.سفری که به تو نگاهی جاودان می بخشد. به تو اطمینان می بخشد که جاودان هستی…

اوشو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *