سپاسگزاری

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون
۲۵ دی ۱۳۸۹
دنبالۀ قوانین روحانی: قانون انتخاب
۲۶ دی ۱۳۸۹
نمایش همه

سپاسگزاری

ای آنکه تو را به راستی نمی شناسم، اما می دانم که به من زندگی بخشیده ای
از تو بخاطر همه آنچه که دارم و بخاطر همه این زیبایی ها، سپاسگذارم
نمی دانم تو به راستی کیستی، اما خوب می دانم هر آنکه باشی و هستی، نمی خواهی خود را به من بنمایانی
پس در جستجوی تو نمی گردم، چون جستجوی تو به این شکل بیهوده است
بجای آن در جستجوی آنچه که آفریده ای و بدان زندگی بخشیده ای، می گردم
نعمت هایت را بر می شمارم، بخاطر آنها شکرگذاری می کنم
بخاطر همه نعمت هایی که به من بخشیده ای
بخاطر…

آبی که می خورم
هوایی که استنشاق می کنم
که گفته اند: «هر نفسی که فرو می رود، ممد حیات است و چون بر می آید، مفرح ذات…»
تو را بخاطر تنی که دارم سپاس می گذارم
بخاطر دستانی توانا که می توانم با آن بنویسم، کار کنم، بخورم…
بخاطر پاهایی نیرومند که می توانم بر آنها بیاستم، راه بروم و جهان را کشف کنم…
بخاطر چشمانی که می توانم با آن زیبایی های جهان را ببینم…
بخاطر گوش هایی که می توانم با آنها موسیقی های جهان را بشنوم…
بخاطر قدرت اندیشیدنی که به بخشیده ای، تا با آن در کار جهان بیاندیشم و تو را بشناسم…
بخاطر پدر و مادری که تا به امروز از هیچ مهربانی در حق من فروگذار نکردند…
بخاطر مادری که نه ماه بار سنگین مرا به دوش کشید، شیرم داد و بزرگم کرد و هنوز برایم دل نگران است
بخاطر پدری که همه عمرش را برای راحتی من زندگی کرد
بخاطر استادانی که هرگاه از تو پرسشی می کردم، پیش روی راهم قرار می دهی…
بخاطر نیکانی که میان من و آنان دوستی افکنده ای…
بخاطر هزاران هزار نعمت بی پایان و زیبایی ستودنی دیگر، تو را سپاس می گذارم
که گفته اند: «از دست و زبان که برآید کزعهده یِ شکرش به درآید؟»
اما در این میان بیش از همه تو را بخاطر زبانی که به من داده ای سپاس می گذارم…
زبانی که بوسیله آن می توانم شکر نعمت هایت را بجای آرم
زبانی که بوسیله آن می توانم با هم نوعانم سخن بگویم
و از همه مهمتر زبانی که بوسیله آن می توانم نهایت عشقم را بیان کنم…
فرزاد
۴/دیماه/۱۳۸۹

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *