زلف بر باد مده

اوشو
۲۱ تیر ۱۳۹۱
۴۰
۲۴ تیر ۱۳۹۱
نمایش همه

زلف بر باد مده

زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم / ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم
مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر / سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم / طُره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نَبری از خویشم / غم اَغیار مخور تا نکُنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگِ گُلم / قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نَه بسوزی ما را / یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره‌ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه / شور شیرین منما تا نکُنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رَس / تا به خاک در آصِف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی / من از آن روز که دربند توام آزادم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *