دلقک

فرق ۲ دقیقه قبل و ۳ روز پیش !
۲۲ خرداد ۱۳۹۰
شهر هرت
۲۳ خرداد ۱۳۹۰
نمایش همه

دلقک

مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد.
دکتر گفت به فلان سیرک برو.
آنجا دلقکی هست، اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود.
مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم

dalghak

8 دیدگاه ها

  1. negin گفت:

    همیشه همینه.خیلی ها رو میبینیم که همیشه لبخند بر لب دارند و میخندند.و میگیم که خوش به حالشون….
    در حالیکه توی دلشون یه چیز دیگه هست…
    بیایم یه خرده بیشتر دقت کنیم به اطرافمون و آدم ها…شاید بیشتر درک کنیم …..

  2. negin گفت:

    توی این دنیا بعضی آدم ها هستند که قبل از اینکه به فکر خودشون باشند به فکر آدم های دیگن .دوست دارند کاری کنند که اطرافیانشون شاد باشند درحالیکه تو دل خودشون خیلی غم دارند.البته این خیلی بده که انسان به فکر خودش نباشه .خوب اینم خودش یه نقطه ضعف هستش.ادم باید یاد بگیره که به خودش اهمیت بده.برای من این کار خیلی سخته.ولی دست خودم نیست.
    خدا شفام بده…. D;

  3. 3pehr گفت:

    مرسی نگین جان. اتفاقا دیشب داشتم کتاب گفتگو با خدا رو میخوندم (فعلا به هیچ کس توصیه نمیکنم که بخوندش چون کلا باورها و عقایدش رو میریزه بهم) بعد رسیدم به این بخش که “اگر انسان خودش رو دوست نداشته باشه نمیتونه دیگرون رو دوست داشته باشه و اگر نتونه دیگرون رو دوست داشته باشه نمیتونه خدا رو دوست داشته باشه”
    تو خداااااایییییی! اگه همه اینو باور داشته باشن انقدر خودشون رو دست کم نمیگیرن و حس خدایی بودنشون اجازه ی انجام خیلی کارها رو بهشون نمیده.
    من آخرشم نفهمدم این عزت نفسه کجاست! چرا اکثر ما دچار کم خود بینی شدیم و خودمون رو همیشه ذلیل حساب میکنیم.
    البته تا حدودی فهمیدم که این قضیه دستخوش آموزش ها و باورهای غلط دینی مذهبی از دوران کودکیمان هستش(که در همه مذاهب یکسان هست) . مثلا به انسانها تلقین میکنن که همیشه بدبخت و خوار و گناهکار هستش ! (در هر مقطعی که میخواهد باشه.) و باورهاشون رو چنان میسازن تا نیاز به اونها داشته باشن تا پاک بشن و برن بهشت !!!
    درکل که همیشه خودت رو خدای گونه حس کن و بهترین ها رو برای خودت بخواه چون خدایی.

  4. negin گفت:

    سپهر میدونی من فقط یه خورده انرژی میخوام .از این خسته ام.کاش یه خورده به فکر خودم بودم.یه کسی به من گفت تا وقتی خودتو دوست نداشته باشی نمیتونی کسی رو دوست داشته باشی اما به خدا آدم ها رو دوست دارم.من این حرف رو قبول ندارم ….ندارم…ندارم

  5. هوشنگ افتخاری گفت:

    ببین اون دلقکه مردم را میخندانه با عملش و جوکش و شیرینکاریهاش ولی اون هم ادمه با تمام نبازهای همه ما . پس او هم همه ناراحتی های ما را دارد ولی روی صحنه که میره فقط فکر ایفای نقش دیکته شده خود میباشد زیرا وظیفه اش را انجام میده اینجاست که ایفای وظیفه با حل مشکلات خود دو مقوله متفاوت است . این جدا کردنهای وظیفه و براوردن نیاز شخصی کار هر کسی نیست همه ما همینطوریم ایا تو با من و رفیقت یکجور رفتار و صحبت میکنی مسلما نه انجام وظیفه و براوردن نیاز کاملا جدا ست و باید حتما تفکیک پذیر باشه خاصیت زندگی همین تفکیک نمودها و رفتارهاست هرگز نمیتونی اونارا در یکجا جمع کنی و باصطلاح ادغام کنی باید زندگی کرد باید نقش بازی کرد باید با مردم بود باید با هر کس رفتار مناسب خودش را کرد بتنهایی نمیتوانیم پایه و اساس زندگی را یکباره متحول کنیم کج دارو مریز

  6. بهارک گفت:

    با سلام به همتون.
    شاید منم یه‌جوری مثل این دلقک باشم.ت دلم کلی‌ غم دارم و داغونم ولی‌ هیچکی از اطرافیانم حتا یه لحظه هم شاید فکر نکنه من توی دلم چه خبرهو چقد غمگینم.
    راستش زیادم دلم نمیخواد کسی‌ بدون .همینکه حس میکنمم دربریم از اینکه وقتی‌ کنار من هستن خوشحالن و شاد هستن و مشکلاتشان یادشون میره خوشحال میشم و ارمم میککن که می‌تونم بارِ رو دوش بعضیها رو شاید یکم کمتر کنم.ولی‌ واقعا این غمه درونم داره آزارم میده این حس تنهایی ،.ولی‌ به خودم اجازه نمیدم بقیه رو با غمه خودم آذار بدم

  7. 3pehr گفت:

    مرسی بهارک جان بابت نظرت.
    پس به خودت هم اجازه نده، عوامل مختلف روحت رو آزار بدن. تو که از دیگران با ارزش تری.

  8. بهارک گفت:

    ممنون سپهر جان.دارم تمام سعیمو می کنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *