تصمیم فرشته

مقابله با پوکی استخوان
۲۴ بهمن ۱۳۹۱
دستور پخت غذاهای گیاهی ایرانی
۲۴ بهمن ۱۳۹۱
نمایش همه

تصمیم فرشته

فرشته تصمیمش را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت:
“خدایا…می خواهم زمین را از نزدیک ببینم ، اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی تاب تجربه ای زمینی است.”
خداوند درخواست فرشته را پذیرفت…
فرشته گفت:
“تا بازگردم…بال هایم را اینجا می سپارم. این بال ها در زمین چندان به کار من نمی ایند.”
خداوند بال های فرشته را بر روی پشته ای از بال های دیگر گذاشت و گفت:
“بال هایت را به امانت نگاه می دارم …اما بترس که زمین اسیرت نکند… زیرا خاک زمینم دامنگیر است…”
baal

فرشته گفت:”باز می گردم…حتما باز می گردم . این قولی است که فرشته ای به خداوند می دهد.”
فرشته به زمین آمد و از دیدن آن همه فرشته ی بی بال تعجب کرد.
او هر که را که می دید…به یاد می اورد… زیرا او را قبلا در بهشت دیده بود…
اما نمی فهمید چرا این فرشته ها برای پس گرفتن بال هایشان به بهشت باز نمی گردند؟
روزها گذشت… و با گذشت هر روز فرشته چیزی از یاد برد… و روزی رسید که فرشته دیگر چیزی از ان گذشته ی دور و زیبا به یاد نمی آورد…
نه بالش را نه قولش را … فرشته فراموش کرد……فرشته در زمین ماند……
فرشته هرگز به بهشت بر نگشت… هرگز…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *