بی خود از خود تا خدا

پس اونا چی….!!!؟؟
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
باغ وحش!
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
نمایش همه

بی خود از خود تا خدا

رفته بودم بی خود از خود تا خدا
سیر می کردم خدا را با خدا

چشم هایم محو شد،یعنی نپرس
من نظر می کردم آنجا یا خدا

از خودم آیینه واری ساختم
لیک می دیدم خودم را تا خدا

بر زمین انداختم آیینه را
تا ببیند بیشتر خود را خدا


شعر از استاد قربان ولیئی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *