اینجا انتهای زمین است…

به این دشت بیایید که مهمان خدایید
۲۳ آبان ۱۳۹۰
حکایتی زیبا از مولانا با تفسیری از استاد کمال دستیاری
۲ آذر ۱۳۹۰
نمایش همه

اینجا انتهای زمین است…

اینجا انتهای زمین است…
درست لحظه ی مرگ انسانیت…
جایی که دست های مادران بوی خون می دهد!!!
بوی “جنایت”
و آبهای راکدش طعم کودکانی را می گیرد که بی نفس خفه می شوند در خفقان این نکبت آباد!
معصومیت ها دریده می شوند…
و “آدم “ها…
همین ما آدم ها…
چه ساده می گذریم از کنار درد هایمان
“این درد های مشترک”
اینجا انتهای زمین است…
درست همین جایی که ما ایستاده ایم!!!!

jasad

2 دیدگاه ها

  1. دردنویس گفت:

    چقدر منزجر کننده ..
    ببین .. این بند ناف به چی میرسه ؟ اون یه تیکه از بدن مادرشه ؟
    چجوریه که اینجوریه ؟

  2. ramila گفت:

    گژتابی دست ها و بی مهری سنگ …

    تصویر نامفهوم است اما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *