وبلاگ او منم یا منم او؟

۲۷ آبان ۱۳۸۹

هفت پند مولانا

در بخشیدن خطای دیگران مانند شب باش . در فروتنی مانند زمین باش . در مهر و دوستی مانند خورشید باش . هنگام خشم و غضب […]
۱۳ آبان ۱۳۸۹

تا شهر خدا پرواز می کنم

روزی که ریشه یاس عشقم را در دلت می کارم نردبانی از جنس نور میسازم و با تو تا شهر فرشتگان نه تا شهر خدا پرواز […]
۱۳ آبان ۱۳۸۹

جملات زیبا

در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد: … آبی آسمان که میبینم و میدانم نیست، … خدایی که نمیبینم و میدانم هست… اندوهگین بودم که چرا […]
۱۳ آبان ۱۳۸۹

تو را من سجده سجده می‌پرستم…

یه جمله ای رو چند روز پیش خوندم که خیلی برام سنگین بود: “الهی تو چه بی منتها میبخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح میگوییم” بعد […]
۱۳ آبان ۱۳۸۹

شیخ بهایی

۱۲ آبان ۱۳۸۹

راز عشق…

بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم… تو دیگری را… دیگری مرا… و همه ما تنهاییم. داستان غم انگیز زندگی این نیست […]
۱۲ آبان ۱۳۸۹

بازنشستگی شیطان!

میگویندروزی شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود […]
۸ آبان ۱۳۸۹

خاکی، خاک

چند وقته پیش داشتم پیش خودم فکر میکردم که، چه جالب، خدا ما رو از بی ارزشترین و پست ترین چیز روی زمین، یعنی خاک آفرید […]
۴ آبان ۱۳۸۹

مولانا

مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست وان حیات باصفای باوفا مست آمدست گر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمش کو بدین شیوه بر […]