وبلاگ او منم یا منم او؟

۳۰ آذر ۱۳۸۹

هیچ مگو

۲۸ آذر ۱۳۸۹

به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست!

دشتها آلوده ست در لجنزار گل لاله نخواهد رویید در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید ؟ فکر نان باید کرد و هوایی که […]
۲۷ آذر ۱۳۸۹

ناشکر

در زندگی، چه موفق بشی، چه بازنده، باز ناشکری! بیچاره خدا.
۲۷ آذر ۱۳۸۹

من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم

من اگر دست زنانم نه من از دست زنانمنه از اینم نه از آنم من از آن شهر کلانم نه پی زمر و قمارم نه پی […]
۲۷ آذر ۱۳۸۹

زکجــــا آمده ام، آمدنم بهـــر چــه بود؟

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم زکجــــا آمده ام، آمدنم بهـــر چــه بود؟ به کجــا می روم؟ […]
۲۵ آذر ۱۳۸۹

ای قوم به حج رفته کجایید

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار در بادیه سر گشته شما در چه […]
۲۴ آذر ۱۳۸۹

کاش می شد

کاش می شد که به انگشت، نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!! قبل از آنی که کسی سر برسد ما نگاهی به دل […]
۲۴ آذر ۱۳۸۹

خدایا منو ببخش

خدایا منو ببخش که بهت اعتراض میکنم وقتایی که دستمو با مهربونی می گیری و از پرتگاه نجاتم میدی… خدایا منو ببخش که همیشه تو نمازم […]
۲۴ آذر ۱۳۸۹

گر‌ خدا بودم من!

گر‌ خدا بودم من، به شما می‌‌گفتم: آمدم پایین و، تو ندیدی من را… بر صلیب احساس، عشق را ضجه زدم نشنیدی من را.. باز هم […]