وبلاگ او منم یا منم او؟

۳۰ فروردین ۱۳۹۰

مرگ

چه لغت بیمناکی و شورانگیزی است!از شنیدن ان احساسات جانگدازی به انسان دست میدهد: خنده را از لبها میزداید، شادمانی را از دلها میبرد، تیرگی و […]
۳۰ فروردین ۱۳۹۰

چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت!

شعر اول از حمید مصدق : تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی […]
۲۵ فروردین ۱۳۹۰

خانه خدا

پیش از اینها فکر می کردم خدا خانه ای دارد کنار ابر ها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس خشتی از طلا پایه های […]
۲۳ فروردین ۱۳۹۰

مردن

جالبه که انسانها برای از دست دادن هم روی زمین، گریه میکنن و ناراحت میشن و جالب تر از اون اینه که حتی وقتی چه خودشون […]
۲۳ فروردین ۱۳۹۰

لبخند بزن!

به همدیگر لبخند بزنید بدون توجه به این که طرف مقابلتان کیست و همین امر سبب خواهد شد که عشق و محبت در میان شما در […]
۲۳ فروردین ۱۳۹۰

شناخت خدا و عارف از دیدگاه اوشو

شهامت داشتن و شادمان بودن دو کیفیتی هستند که زمینه را برای نزول خداوند در تو فراهم می کنند. تو باید شهامت پیشه کنی، زیرا خدا […]
۲۳ فروردین ۱۳۹۰

الفبای زندگی

A – Accept : پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستندبپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک […]
۱۵ فروردین ۱۳۹۰

تو منی؟ یا من تو ام؟ چند از دویی؟؟

از قضا افتاد معشوقی در آب                عاشقش خود را در افکند از شتاب چون رسیدن آن دو تن با یکدگر               این یکی پرسید از آن کی […]
۱۱ فروردین ۱۳۹۰

جملاتی از آنتونی رابینز ۴

+ هنگامی که عشق را ابراز می کنید ‘ طعم آنرا دوباره می چشید. + عشق را همچون هدیه ای به دیگران اعطا کنید و به […]