وبلاگ او منم یا منم او؟

۳۰ خرداد ۱۳۹۰

نومید مشو جانا کاومید پدید آمد

نومید مشو جانا کاومید پدید آمد امید همه جان​ها از غیب رسید آمد نومید مشو گر چه مریم بشد از دستت کان نور که عیسی را […]
۲۹ خرداد ۱۳۹۰

بنگاه دنیا

دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و […]
۲۸ خرداد ۱۳۹۰

قفل در

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند… چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند. آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که: […]
۲۶ خرداد ۱۳۹۰

سخنانی بسیار زیبا

روز را خورشید میسازد. روزگارش را ما ******** برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی […]
۲۶ خرداد ۱۳۹۰

میوه فروش

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی […]
۲۶ خرداد ۱۳۹۰

من تا من!

از من تا خدا راهی نیست، فاصله ایست به درازای من تا من، و در این هیاهوِی غریب ،این من را نمیابم!
۲۴ خرداد ۱۳۹۰

درویش کیست؟

گفتند : درویشی چیست ؟ گفت آنکه کسی را در کنج دل خویش پای به گنجی فرو شود، و در آن گنج گوهری یابد ، آن […]
۲۳ خرداد ۱۳۹۰

شهر هرت

– شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب. – شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر […]
۲۲ خرداد ۱۳۹۰

دلقک

مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد. دکتر گفت به فلان سیرک برو. آنجا دلقکی هست، اینقدر […]