وبلاگ او منم یا منم او؟

۲ شهریور ۱۳۹۰

قصابی

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد . یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج […]
۲۷ مرداد ۱۳۹۰

دعا

۲۴ مرداد ۱۳۹۰

دوش بارون !

دختر کوچکی با مادرش در وال مارت مشغول خرید بودند. دخترک حدوداً شش ساله بود. موی قرمز زیبائی داشت و کک و مک های صورتش حالت […]
۲۲ مرداد ۱۳۹۰

پول

به نظر شما کدام یک از این گفته ها درست است؟! عشق به پول ریشه شرارت هاست. (رابرت کیوساکی) فقدان پول ریشه همه شرارت هاست. (رابرت […]
۲۰ مرداد ۱۳۹۰

گربه

در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنا بر این استاد بزرگ دستور داد […]
۱۷ مرداد ۱۳۹۰

۹۹ سکه طلا!

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست. روزی پادشاه در […]
۱۶ مرداد ۱۳۹۰

پیش داوری

به شما این امکان رو میدن که یه رئیس واسه دنیا انتخاب کنین که قادر باشه به بهترین نحو ممکن دنیا رو رهبری و صلح و […]
۱۵ مرداد ۱۳۹۰

بازم شکرت

وقتی میگم روزی ۱۰۰۰ بار باید شکرت کرد نگو نه! بازم میگم: خدایا شکرت همین
۱۵ مرداد ۱۳۹۰

عکاسی خدا!

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر […]