اول خودمان را پیدا کنیم، نیمه ی گمشده پیشکش

دستم را رها مکن
۳ مرداد ۱۳۹۰
پند های زیبا
۶ مرداد ۱۳۹۰
نمایش همه

اول خودمان را پیدا کنیم، نیمه ی گمشده پیشکش

وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ
((چه بسا چیزی را خوش ‍ نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید.))

نیمه ی گمشده ام یک ساز است که صدای نی مجنون دارد وصدای دل پر درد زمان
که برای دل من می خواند.

نیمه ی گمشده ام یک ابر است٬ سیرت و صورت زیبا دارد٬ ولی گه گاه دلش
می گیرد! پس کمی اشک ز خود می بارد

نیمه ی گمشده ام یک دشت است پر زگلهای شقایق شده است. پر زعطر است. پر
زسنبل ٬پر ز خواب گل مریم شده است.

نیمه ی گمشده ام مهتاب است که شب تار به هم می پوید.

نیمه ی گمشده ام یک تنهاست که دلی پر ز شکایت دارد و کسی را به نفس می
خواهد که براو ٬راز و غم و شادی دل را گوید

نیمه ی گمشده ام در یاد است و درون دل من می ماند.

نیمه ی گمشده ام را ز خدا میخواهم و برای دل مهتابیمان نور عشقی ز صفا می
خواهم که میان من و او جاوید است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *