اوشو

حقیقت از زبان صادق هدایت
۲۱ تیر ۱۳۹۱
زلف بر باد مده
۲۲ تیر ۱۳۹۱
نمایش همه

اوشو

نمی توانی فشار بیاوری. هرگاه تحمیل کنی، چیزها زشت می شوند. اگر انسانی به خودش تحمیل کند که ساکت باشد، سکوت او زشت خواهد بود، همراه با شکنجه خواهد بود، مصنوعی و سطحی خواهد بود. در اعماق اغتشاش خواهد بود.
پس چه باید کرد؟
ذهنت را باز کن و منتظر بمان. به درختان نگاه کن، به طوطی ها نگاه کن که جیغ می کشند. به آن ها گوش بده ، هیچ کاری نکن. هر اتفاقی که در اطرافت رخ می دهد، فقط یک هشیاری منفعل باش. نوری که روی آب افتاده، رودخانه ای که جاری است، سروصدا، کودکانی که بازی می کنند، می خندند … فقط آنجا باش، یک حضور منفعل، باز، در حال شنیدن و دیدن، و نه فکرکردن.
پرندگان در درختان هستند و غوغا می کنند و آواز می خوانند… فقط گوش بده. فکر نکن.
در ذهنت از آنچه که روی می دهد یک سری دوم ایجاد نکن ،_ فقط بگذار اتفاق بیفتد.
و دیر یا زود احساس خواهی کرد که ذهن ازبین رفته و سکوتی بر تو نازل گشته است. نازل شدن آن را درواقع احساس خواهی کرد که از هر منفذ بدنت نفوذ می کند و عمیق و عمیق تر می گردد

1 دیدگاه

  1. negin گفت:

    مرسی.بسیار بسیار علی و لذت بخش بود.واقعا ممنونم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *