الماسهای اوشو

کمک به رقیبان
۵ تیر ۱۳۹۰
دکتر شریعتی
۷ تیر ۱۳۹۰
نمایش همه

الماسهای اوشو

هرگز زندگی ات را قربانی هیچ چیز نکن! همه چیز را قربانی زندگی کن! زندگی هدف نهایی است، بزرگتر از هر کشوری، بزرگتر از هر کیشی، بزرگتر از هر بتی، بزرگتر از هر آرمانی

عشق یک آینه است. رابطه ی واقعی، آینه ای است که در آن دو عاشق چهره ی یکدیگر را می بینند و خدا را باز میشناسند.این راهی به سوی پروردگار است

در این دنیا هم اینجا، هم اینک بمان و به راهت ادامه بده و با قهقهه ای برخاسته از عمق وجودت ادامه بده. راهت را به سوی خدا برقص! راهت را به سوی خدا بخند! راهت را به سوی خدا آواز بخوان!

کل بازی هستی آنقدر زیباست که تنها خنده می تواند پاسخ آن باشد. تنها خنده میتواند عبادت و شکر واقعی باشد.

هر انسانی با سرنوشتی مشخص به این دنیا قدم میگذارد. او وظیفه ای دارد که باید ادا کند پیامی که باید ابلاغ شود، کاری که باید تکمیل گردد. تو تصادفا اینجا نیستی، بلکه به طور هدفمندی اینجا هستی. در پس وجود تو منظوری نهفته است.کل هستی بر آن است که کاری را از طریق تو به انجام برساند.

رخداد واقعی فقط برای افراد واقعی رخ میدهد. تکه کلام گورجیف این بود: (( در جستجوی واقعیت نباش، خودت واقعی شو!)) چرا که واقعی فقط برای افراد واقعی اتفاق میافتد. برای افراد غیر واقعی فقط غیر واقعی رخ میدهد.

دانش مانع از شناخت است.وقتی پرده ی دانش فرو افتد گل شناخت شکفتن میگیرد.

فردی خلاق به دنیا می آید و بر زیبایی دنیا می افزاید-آوازی اینجا، پرده ی نقاشی آنجا. او باعث می شود دنیا بهتر به رقص درآید، بهتر محفوظ شود، بهتر عشق بورزد و بهتر مراقبه کند. و وقتی از دنیا رخت بر می بندد، دنیایی بهتری را پشت سر می گذارد.

عشقت را در مراقبه ات و مراقبه ات را در عشقت جاری ساز. این همان چیزی است که من تعلیم میدهم.این همان چیزی است که زندگی پویا میخوانمش و زندگی مذهبی زندگی ای پویاست.

به خاطر داشته باش که زندگی نوشانی است بین شب و رو، تابستان و زمستان. این نوسانی دائمی است. هرگز هیچ کجا از حرکت نیاست! در جنبش باش! و هر قدر این نوسان بزرگتر باشد تجربه ات ژرفتر خواهد بود

هر فرد یک آزادی است یک آزادی ناشناخته.آزادی ای غیر قابل پیش بینی و غیر قابل انتظار. شخص باید در آگاهی و ادراک زندگی کند.

همه ی لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید قادر به دیدن باشی. همه ی لحظه ها میمون و مبارکند. اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری هرگز هیچ چیز عیب پیدا نخواهد کرد.

همه ی لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید پذیرا و تسلیم باشی. همه ی لحظه ها نعمت اند فقط تو باید قادر به دیدن باشی. همه ی لحظه ها میمون و مبارک اند. اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری هرگز هیچ چیز عیب نخواهد کرد.

هر انسانی با سرنوشتی مشخص به این دنیا قدم میگذارد. او وظیفه ای دارد که باید ادا کند پیامی که باید ابلاغ شود، کاری که باید تکمیل گردد. تو تصادفا اینجا نیستی، بلکه به طور هدفمندی اینجا هستی. در پس وجود تو منظوری نهفته است.کل هستی بر آن است که کاری را از طریق تو به انجام برساند

وقتی اتم میتواند چنین انرژی عظیمی دارا باشد پس درباره ی انسان چه باید گفت؟ درباره ی این شعله ی کوچک آگاهی افروخته در انسان چه باید گفت؟ اگر روزی این شعله ی کوچک به انفجار در آید قدر مسلم به منبع نامحدودی انرژی و نور مبدل میگردد. این همان چیزی است که در مورد انسانی به نام ((بودا)) یا انسانی به نام ((عیسی مسیح)) رخ داده است.

osho

شادمانی هنگامی روی می دهد که تو با زندگی ات هم آهنگ هستی. چنان همساز که هر آنچه انجام میدهی مایه ی مسرت توست. بعد ناگهان پی میبری که مراقبه در تعقیب توست. اگر عاشق کاری باشی که میکنی، اگر عاشق طریقه ی زندگی ات باشی آن وقت در حال مراقبه ای. آن وقت هیچ چیز حواست را پرت نخواهد کرد. وقتی چیزها حواس تو را پرت میکنند، این خود نشانه ی آن است که تو واقعا به آن چیزها علاقه مند نیستی

ژرف زندگی کن، از ته دل زندگی کن، یک پارچه با تمام وجود به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی؛ آماده چون میوه ای رسیده برای فرو افتادن از درخت. تنها نسیمی ملایم میوزد و میوه فرو می افتد. گاه حتی بدون هیچ نسیمی میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت می افتد. مرگ باید چنین باشد. و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم آید.

مراقبه تابعی از شاد بودن است. مراقبه همچون سایه در تعقیب انسان شاد است. هر جا که میرود، هرکاری که می کند در حال مراقبه و مکاشفه است. او به شدت متمرکز است

* شاد باش! مراقبه به تو دست خواهد داد. شاد باش و مذهب خودش در خواهد آمد. شادمانی شرطی است. مردم تنها وقتی مذهبی می شوند که غصه دار و اندوهگین اند، این است که مذهبشان دروغین است.

مراقبه به طور طبیعی به سراغ آدم شاد می آید. مراقبه به طور خودکار به سراغ آدم مسرور می آید. مراقبه برای آن کس که میتواند جشن بگیرد و به وجد در می آید کاری بس آسان است.

گلهای سرخ به این زیبایی میشکفند چرا که سعی ندارند به شکل نیلوفر آبی در آیند و نیلوفرهای آبی به این زیبایی شکقته می شوند چرا که درباره ی دیگر گلها افسانه ای به گوششان نخورده است. همه چیز در طبیعت این چنین زیبا در تطابق با یکدیگر پیش میروند. چرا که هیچ کس سعی ندارد با کسی رقابت کند، کسی سعی ندارد با لباس دیگری درآید.فقط این نکته را دریاب! فقط خودت باش و این را آویزه ی گوش کن که هرکاری هم که بکنی نمیتوانی چیز دیگر باشی. همه ی تلاشها بیهوده است. تو باید فقط خودت باشی.

برده نباش! تا آن حد از جامعه پیروی کن که احساس کنی ضرورت دارد اما همواره ناخدای سرنوشت خویش باش.

خنده دقیقا پایه ی عبادت است. جدی بودن هرگز عابدانه نیست و نمیتواند باشد.جدی بودن از منیت است، بخشی از همان بیماری است.خنده بی نفسی است.

در عشق یک به علاوه یک می شود نه دو. در عشق ژرف دوگانگی محو می گردد. ریاضیات پشت سرگذاشته می شود، نا مربوط می شود. در عشق ژرف دو فرد دیگر دو فرد نیستند؛ آنها یکی می شوند، شروع می کنند به عنوان یک واحد، به عنوان یک وحدانیت سازمند و تشکل یافته به عنوان یک شعف مستی آور احساس کنند عمل کنند.

سالک بیشتر به منبع واقعی خویشتن خویش، اینکه کیست علاقه مند است: (( من کی هستم؟)) این بنیادی ترین پرسش عرفانی است؛ نه خداوند، نه بهشت، نه جهنم بلکه ((من کی هستم؟))

زندگی نه کیفر بلکه پاداش است. با فرصت عظیمی که برای رشد یافتن، دیدن، دانستن، درک کردن و بودن به تو ارزانی داشته اند، تو را پاداش داده اند. من زندگی را روحانی میخوانم. در حقیقت از دید من زندگی و خدا مترادف یکدیگرند.

ذن راهی خود انگیخته است. تلاشِ بی تلاش، راه شهود یا درک مستقیم است

هم اینک همیجا زندگی کن! زندگی کردن در امید زندگی کردن در آینده است و این خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعی است. این نه راه زندگی کردن بلکه راه خودکشی است. هیچ احتیاجی به اساس نومیدی نیست. هم اینک همین جا زندگی کن. زندگی به طرز فوق العاده ای لذت بخش است. همینجا دارد میبارد و تو جای دیگر مینگری!

من ذهنی را کمال یافته میخوانم که ظرفیت حیرت کردن را حفظ کردده باشد. ذهنی بالغ است که مدام به شگفتی درآید، از دیگران، از خودش و از هر چیزی. زندگی حیرتی است همیشگی.

2 دیدگاه ها

  1. فرزانه نوعي گفت:

    سلامی سبزوشاد به شمای دوست!
    گلچین نوشته هاتون من رو سر ذوق آورد.باعث شد بعد مدتها یه راه دیگه رو برای از راکد در آمدن کشف کنم.قدیما با سکوت و آرامش مراقبه میکردم وحالا مدتیه که زندگیم شلوغ و پرسروصدا شده و با قبول نکردن این وضعیت و کنار نیامدن باهاش نمیتونم مثل گذشته به نیاز عمق روحم پاسخی بدم.
    امروز به سفارش یه دوست وبسایت شمارو مطاالعه کردم و بسیار برای لحظه های زندگیم الهام گرفتم.برای این نوید امیدبخش از شما ممنونم.موفق باشید.

  2. سپهر گفت:

    ممنون فرزانه نوعی عزیز
    چقدر حس خوشحالی به من دست داد وقتی کامنت پر مهرتون را خواندم، چرا که فهمیدم میشود به هرطریقی تاثیرگذار بود، حتی اگر جمع آوری مطالب زیبا در یک مجموعه باشد.
    امیدوارم روز به روز شاهد رشد روح متعالی انسان های زمینی باشیم.
    شاد و پر از حضور خداوند باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *