آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

زندگی پس از مرگ
۱ آذر ۱۳۸۹
۳جمله زیبا
۴ آذر ۱۳۸۹
نمایش همه

آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

آنان که به سر در طلب کعبه دویدند
چون عاقبت العمر به مقصود رسیدند
رفتند در آن خانه که بینند خدا را
بسیار بجستند خدا را ندیدند
چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف
ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند
که ای خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ
آن خانه
پرستید که پاکان طلبیدند

مولانا

fkabeh

2 دیدگاه ها

  1. بهناز فرهی گفت:

    بـه گـرد کعبـه می گـردی پریشان کـه وی خود را در آنجا کرده پنهان

    اگــر در کعبــه می گـــردد نمـایـان پس بگرد تا بگردی بگرد تا بگردی

    در اینجا باده مینوشی ، در آنجا خرقه می پوشی ، چرا بیهوده میکوشی

    در اینجا مـــــردم آزاری ، در آنجا از گنـــــــــــــه آری ، نمی دانم چه پنداری

    در اینجــا همـــدم و همسایــــه است در رنــج و بیمــاری

    تو آنجا در پی یاری

    چــه پنـــداری کجــــا وی از تـــو می خواهـد چنین کــاری

    چه پیغــامـــی که جــز بــا یــک زبــــان گفتـــن نمی داند

    چه ســلطانی که جــز در خـــانـــه اش خفتــن نمی داند

    چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند

    به دنبال چه می گردی که حیرانی

    خـرد گم کرده ای شاید نمی دانی

  2. 3pehr گفت:

    بسیار زیبا بود بهناز جان
    سپاس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *