آتش خویش هر کسی میسوخت

من هنوز یک انسـانم
۱۶ تیر ۱۳۹۰
درباره عراقی
۱۶ تیر ۱۳۹۰
نمایش همه

آتش خویش هر کسی میسوخت

atashe khish

داد درویشی از سر تمهید
سر قلیان خویش را به مرید
گفت کز دوزخ ای نکو کردار
قدری آتش به روی آن بگذار
بگرفت و ببرد و بازآورد
عقد گوهر ز درج راز آورد
گفت در دوزخ هرچه گردیدم
درکات جحیم را دیدم
آتش و هیزم و ذغال نبود
اخگری بهر اشتعال نبود
هیچ‌کس آتشی نمی‌افروخت
زآتش خویش هر کسی می‌سوخت

صغیر اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *